تبليغاتX
من و نجوم
مطالب علمي

آشنایی با اختر شناسان مشهور تاريخ

آرتور ادينگتون

آرتور استانلی ادینگتون یک کارشناس فیزیک نجومی اهل انگلستان بود که نظریه وی در مورد ساختار ستارگان، امروزه اساس کارهایی از این قبیل را تشکیل می دهد. وی چگونگی انتقال انرژی از هسته ستارگان را توضیح داد. و تاثیر جرم ستارگان بر میزان تابندگی آنها را مشخص نموده است. وی همچنین اولین شواهد رصدخانه ای در اثبات نظریه نسبیت عام را ارایه کرده است. او که ستاره شناس بسیار با نفوذی بود نه تنها الهام بخش همکارانش شد بلکه ستاره شناسی، به ویژه کار ادوین هابل (1953 ـ 1889) را در مورد انبساط جهان به عموم معرفی نمود.

آريستار خوس

آریستا خوس، ستاره شناس برجسته یونانی، نخستین کسی بود که به طور صحیح اظهار کرد که زمین حول محور خود و همچنین بدور خورشید، گردش می کند. در مدل جهان خورشید مرکز وی، که بر پایه مشاهداتش بنا شده بود، خورشیده ثابت بوده و مرکز جهام تصور شده بود. در این مدل، سیارات در مدارهای دایره ای بدور خورشید چرخیده و ستاره های دوردست و ثابت در زمینه این مدارها قرار داشتند. کتاب «بزرگی و فاصله های ماه و خورشید»، تنها اثر بجای مانده از وی می باشد. این اثر، حاکی از تلاشهای او در جهت محاسبه و اندازه و فاصله اجسام آسمانی از یکدیگر است.

در سال 320 ق.م در جزیره ساموس، یکی از جزایر یونان، بدنیا می آید. از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست، اما تصور می شود که شاگرد فیلسوف یونانی، استراتولامپساکوس (حدود 370 ـ 340 ق.م)، در شهر اسکندریه بوده است.
طبق نوشته های بطلمیوس (حدود 168 ـ 90 م)، ستاره شناس و ریاضیدان یونانی، آریستاخوس در این سال تنقلاب تابستانی را مشاهده می کند.
و در سال 250 ق.م آریستارخوس در اسکندریه از دنیا می رود.

در ضمن  نظريه ي خورشيد مركزي به نام كوپر نيك به ثبت رسيده است. 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 16:57  توسط وجیهه  | 

با درود فراوان

من دوباره یک تصمیم جدید گرفتم اونم اینکه به تار نگارم ۲ بخش دیگه با عنوان «آشنایی با اختر شناسان مشهور تاریخ » و « آشنایی با صورت فلکی ها » اضافه کنم.

می دونم که همتون احتیاجی به این مطالب ندارید ولی من دوست دارم تارنگارم رو از پایه شروع کنم.

آشنایی با چند صورت فلکی

 

شکارچی (نامهای دیگر: شَبان، جبار، راعی) نام یکی از پیکرهای آسمانی است. شبان شکارچی بزرگی است، که می توانیم آن را در این فصل در جنوب شرقی آسمان به هنگام نیمه شب به خوبی پیدا کنیم. شبان جایگاه خاصی در اسطوره های ملل مختلف دارد. در اسطوره های یونانی، پسر نپتون ، شکارچی توانمندی بود که پس از کشته شدن در آسمان جاودانه شد.

 

 زئوس خدای خدایان کژدم سخت زهری را در راه این شکارچی خودخواه قرار داد و او را نابود کرد. از این رو هیچگاه کژدم و شبان باهم در آسمان دیده نمی شوند. در اسطوره های دیگر شبان به عنوان جنگنده ، قهرمان و مرد شیشه بدست یاد شده است. در گذشته دریانوردان نیم کره ی شمالی طلوع زود هنگام شبان از افق شرقی را نشانه ای از نزدیک شدن طوفانهای شدید زمستانی می دانستند. این صورت فلکی در شبهای پاییز و زمستان جلوه خاصی دارد. ستارگان جبار تصویر مردی را نشان می دهند که سپری از پوست شیر را به سمت غرب ، جایی که با صورت فلکی گاو روبرو می شود، نگاه داشته و چماقی را بالای سر خود گرفته است.

آلفای جبار (ابط الجوزا) پرنورترین ستاره ی متغیر آسمان نیمکره ی شمالی است. این ستاره ی سرخ نشان دهنده ی بازوی راست جبار است و تقریبا 300 سال نوری از ما فاصله دارد. بتای جبار (رجل الجبار) یا پای شکارچی ، هفتمین ستاره ی پر نور آسمان است که در زانوی جبار به رنگ سفید مایل به آبی می درخشد و جرمش 50 برابر خورشید است. بین ابط الجوزا و رجل الجبار، سه ستاره از قدر دوم و به فاصله ی مساوی از هم قرار دارند که کمربند جبار را مشخص می کنند. طول کمربند شبان در آسمان سه درجه است. غربی ترین ستاره ی کمربند "المنطقه" (به معنای کمربند در عربی) نام دارد که نزدیکترین ستاره ی پرنور به ما در صورت فلکی جبار و روی خط فرضی استوای سماوی است.

 

از کمربند شبان به طرف جنوب، توده ای از گاز و ستاره قرار دارد که شمشیر شبان را می سازد. اگر به این محل با دوربین دوچشمی نگاه کنید، لکه ی کم نوری را مشاهده می کنید که به سحابی جبار یا M42 معروف است. سحابی جبار یک سحابی نشری است که 1600 سال نوری با ما فاصله دارد. این سحابی را به شکلی خیلی زیباتر در عکسهایی که با نوردهی گرفته می شوند مشاهده کرد. این سحابی با قدر 5 در آسمان شب خودنمایی می کند. محدوده ی پیکر آسمانی شبان پر شده است از اجرام غیر ستاره ای خصوصا سحابیها و ابرهای گازی. جلوه ای دیگر از این صورت فلکی که البته با چشم غیرمسلح و دوربینهای عادی قابل مشاهده نیست، سحابی "کله اسبی" نام دارد. این سحابی از نوع سحابی های تاریک است. جای این سحابی زیبا در اطراف ستاره ی "النطاق" در شرق کمربند جبار است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 16:42  توسط وجیهه  | 

 

اول از همه بايد بگم وقتی اینجا کلمه گاهشماری میارم معنیش این نیست که دارم کامل و جامع مسائل مربوط به تقویم ها  ستاره شناسی ها و . . . . رو توضیح می دهم .

از همه خواننده های عزیز می خوام که صبور باشند چون می خوام مطالب وبم رو کم کم کامل و جامع و مطابق با علم روز بکنم .الان فعلا آشنایی با نجوم و به قول معروف دست گرمیه.

 

ستاره شناسی و گاهشماری

 

روی کره آسمان (برای سادگی آسمان را کره‌ای فرض می‌کنیم که ستاره‌ها، خورشید و سیارات روی آن قراردارند)، مشابه زمین خط‌هایی مثل طول و عرض جغرافیایی در نظر می‌گیریم.

اگر دو قطب شمال و جنوب زمین را به هم وصل کنیم، خطی به‌دست می‌آید که به آن محور گردش زمین می‌گوییم. امتداد محور زمین کره فرضی آسمان را در دو نقطه قطع می‌کند که به آنها قطب‌های آسمان می‌گوییم. اگر درست در نقطه قطب شمال زمین باشید، قطب شمال آسمان دقیقا بالای سر شماست و قطب جنوب آسمان زیر پایتان.
خطوطی را موازی خط‌های عرض جغرافیایی زمین در آسمان رسم می‌کنیم، به این خط‌ها میل می‌گوییم. دایره‌ای را که از تقاطع صفحه استوای زمین با کره آسمان تشکیل می‌شود، استوای آسمان (استوای سماوی) می‌نامیم. استوای سماوی دقیقا بالای استوای زمین قرار دارد، اگر در استوای زمین باشید، استوای سماوی در آسمان شما نیم‌دایره‌ای است که شرق را به غرب وصل می‌کند و دقیقا از بالای سرتان می‌گذرد. و اگر در قطب‌های زمین باشید استوای سماوی دایره افق شما خواهد بود.

همه ما می‌بینیم که خورشید هر روز از شرق طلوع می‌کند، مسیری را در آسمان می‌پیماید و در افق مغرب به پشت زمین می‌رود و به خوبی می‌دانیم که این حرکت ظاهری خورشید در اثر حرکت وضعی زمین (گردش زمین به دور خودش در هر شبانه‌روز) پدید می‌آید. اما خورشید حرکت دیگری هم در آسمان دارد. اگر خورشید آن‌چنان کم‌نور بود که دیگر ستاره‌ها هم در کنارش دیده‌می‌شدند، می‌توانستیم یک آزمایش جالب ترتیب دهیم. ما هر روز موقعیت خورشید را در آسمان با در کنار ستاره‌ها ثبت می‌کردیم و می‌دیدیم که خورشید در زمینه ستاره‌های ثابت هر روز کمی به سمت غرب حرکت می‌کند. این حرکت خورشید تصویر حرکت انتقالی (گردش زمین به دور خورشید) زمین است. در آزمایش ما خورشید تقریبا ۲۴/۳۶۵ روز بعد دوباره به محل اولش در زمینه ستاره‌ها باز می‌گردد. این مدت را که دقیقا برابر مدت زمان گردش زمین به دور خورشید است، یک سال می‌نامیم.


وقتی که هر روز محل خورشید را زمینه ستاره‌ها ثبت کنیم، خطی به دست می‌آوریم که مسیر حرکت سالانه خورشید در آسمان است. به این مسیر دایره‌البروج می‌گوییم. در حقیقت دایره‌البروج تصویر صفحه مداری زمین روی کره آسمان است. از دید ما روی زمین مسیر حرکت سالانه خورشید در آسمان (دایره‌البروج) همواره ثابت است و از صورت‌های فلکی خاصی می‌گذرد که در نجوم قدیم و طالع‌بینی به آنها برج می‌گویند. وقتی که می‌گویند خورشید در برج سنبله است، یعنی خورشید در صورت فلکی سنبله قراردارد.دایره‌البروج با استوای سماوی موازی نیست و با آن زاویه ۵/۲۳ درجه می‌سازد و در دو نقطه آن را قطع می‌کند. این یعنی خورشید در مسیر سالانه‌اش گاه بالاتر و گاه پایین‌تر از استوای آسمان است. به همین دلیل است که از دید ما که در نیمکره شمالی زمین هستیم، خورشید در تابستان ارتفاع بیشتری از افق می‌گیرد و مستقیم به زمین می‌تابد و روزهای تابستان طولانی‌ترند؛ چون خورشید در تابستان بالا (شمال) استوای سماوی است.

 

وقتی که خورشید در یکی از دو نقطه‌ای است که دایره‌البروج استوای سماوی را قطع می‌کند، دقیقا عمود بر استوای زمین می‌تابد. در این زمان طول شب و روز در تمام نقاط زمین برابر است. به این نقاط نقاط اعتدال و به این زمان زمان اعتدال می‌گوییم. اعتدال بهاری در ابتدای بهار رخ می‌دهد و اعتدال پاییزی در ابتدای پاییز. در اعتدال بهاری خورشید از جنوب (پایین) استوای سماوی به شمال آن می‌آید و پس از آن طول روزها برای ساکنان نیم‌کره شمالی زمین بیشتر خواهدشد.

 


لحظه تحویل سال شمسی زمانی است که خورشید به نقطه اعتدال بهاری می‌رسد. ایده و کار روی چنین تقویم دقیق و جالبی از شاهکارهای ایرانیان بوده‌است و تقویم شمسی میراث با ارزشی است که به ما رسیده‌است.
این نقشه محل خورشید را در این لحظه روی دایره‌البروج در نزدیکی نقطه اعتدال بهاری نشان می‌دهد. خط سیاه دایره‌البروج، مسیر حرکت خورشید، است. خط آبی افقی نمایان‌گر استوای آسمان و خط آبی عمودی نصف‌النهار مبدأ آسمان است. نقطه اعتدال بهاری محل تقاطع این سه خط است. خورشید در لحظه تحویل سال در این نقطه قرارمی‌گیرد.

 

ـ راستی تازه گی داشتم کتاب( گاهشماری در تاریخ از ابوالفضل نبئی) رو می خوندم  کتاب خوبیه توصیه می کنم که شما هم بخونیدش.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 5:3  توسط وجیهه  | 

 

دوباره سلام

پيش از همه چيز بايد يك چيزي رو براتون تعريف كنم اونم اين كه چند روز پيش تولد يكي از آشنايان نزديك بودم .  فقط من بودم و بچه هاي هم سن و سال  خودم موسيقي در حال پخش شدن بود و همه داشتند يك جوري سرشون رو گرم مي كردند ، كه ناگهان متوجه ي حرف يكي از بچه ها شدم كه داشت با افسوس به خودش و بچه ها مي گفت:

‍ ”كاش ايراني نبوديم و اروپايي محسوب مي شديم نه بچه ها ؟ “   واي !  تو اون لحظه داشتم آتيش مي گرفتم توي يك لحظه خشكم زد، چرا بايد اين حرف مي زد ، چرا بايد اين رو آرزو مي كرد؟  مي دونم كه تقصير كيه؟ تقصير اونايي كه به جايي كه بيايند و فر هنگ سازي كنند و فرهنگ غني ايراني رو به بچه ها بشناسونند سرمايه مملكت صرف كار هاي بي مورد ديگه مي كنند و هزارو یک دلیل دیگه که خود اروپایی ها هم در اون نقش بسزایی دارند ، به جاي اينكه اروپايي ها حسرت سابقه ي درخشان ما رو بخورند بچه های ایران  بايد اين حرف ر و بزنند اونم یک خراسانی !

حالا اون بچه ی بدبخت چه تقصیری داره من نمی دونم.

کتاب این هفته :

شناخت مقدماتی نجوم(۱)و(۲) این و باید خیلی وقت تر بهتون می گفتم.

 

یک خبر  یک خبر : شاید شاید شاید دفعه های بعدی مطالبم درباره ی نجوم نباشه .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 5:10  توسط وجیهه  | 

 

این مطلب به خواست مدیر محترم وبلاگ بالها و ریشه ها نوشته شده است شما هم می توانید مطلب مورد علاقه تان را به من بگویید.

 

ابزار ستاره شناسی

 

تلسکوپ

نگاه اجمالی

هزاران سال بود که مطالعه ستارگان فقط از راه چشم انجام می گرفت. خوشبختانه ، عدسی سازان آلمانی در اوایل قرن هفدهم میلادی (قرن یازدهم شمسی) تلسکوپ را اختراع کردند.(گرچه بعضی از شواهد نشان می دهد که ما پیش از آن در ایران تلسکوپ های سادهای هم داشته ایم)آنها دریافتند که با ترکیب دو عدسی می‌توان اجسام دور دست را درشت‌تر نشان داد. گالیله ، دانشمند ایتالیایی ، تلسکوپ را در اخترشناسی به کار برد و توانست چندین کشف مهم انجام دهد. او چهار مشتری را کشف کرد و همچنین نشان داد که راه شیری از میلیونها ستاره کم نور تشکیل یافته است.

 

تلسکوپ گالیله

 

خیلی‌ها فکر می‌کنند که گالیله تلسکوپ را اختراع کرده است اما واقعیت این است که یک عینک ساز هلندی اول دوربین را ساخت. در واقع گالیله اولین کسی بود که در ایتالیا ساختن دوربین را یاد گرفت و با آن به آسمان نگاه کرد. برای این کار هم از پادشاه و کلیسا و ... هدیه گرفت و یک مستمری بسیار زیاد سالیانه هم به او اختصاص دادند. باز هم بر خلاف تصور خیلی‌ها ، دوربینی که گالیله با آن کار می‌کرد از دو عدسی محدب ( یکی شیئی و یکی چشمی ) ساخته نشده بود، بلکه عدسی شیئی (جلویی) محدب بود و عقبی یا شیئی ، مقعر بود که باعث می‌شد، تصویر حقیقی تشکیل بشود و جلوتر از جایی که هست دیده شود. دوربین‌های کوچک قدیمی ای که ممکن است شما هم داشته باشین، همین طوری هستند.

 

مشخصات تلسکوپ

 

به این تلسکوپهایی که از دو عدسی محدب استفاده می‌کنند "شکستی" یا "انکساری" می گویند. یعنی نور را می‌شکنند (در سرعتش تغییر ایجاد می‌کند) و با این کار نور را کانونی می‌کنند. تلسکوپ در واقع وسیله‌ای است که به خاطر جمع آوری نور بیشتر (نسبت به چشم انسان) اهمیت دارد نه به دلیل بزرگنمایی. در واقع چشم انسان کمتر از یک سانتیمتر مربع برای جذب نور (درواقع عصبهای حسی برای احساس نور) دارد. پس اگر قطر شیئی تلسکوپی مثلا 10 سانتیمتر باشد، بیشتر از سی برابر چشم آدم نور جذب می‌کند. این باعث می‌شود که اجرام خیلی کم نورتر هم دیده شوند.



پس هر چه قطر شیئی بزرگتر باشد، تلسکوپ بهتری خواهیم داشت. مشکلی که در این بین وجود دارد این است که شیشه‌هایی را که به عنوان شیئی استفاده می‌شود، نمی‌شود از یک حدی بزرگتر ساخت. خود شیشه ، نور زیادی را جذب می‌کند و تا اندازه‌ای باعث تجزیه نور هم می‌شود. هرچند که با کمک راه حلهایی توانسته‌اند عدسی‌های بزرگی را تراش بدهند، اما باز هم این کار محدودیت زیادی دارد. اسحاق نیوتن اولین کسی بود که راه حلی برای این مشکل پیدا کرد.

 


اسحاق نیوتن که روی نور آزمایشهای زیادی انجام داده بود، برای جمع آوری نور بیشتر (و در واقع کانونی کردن یک سطح) به جای عدسی از آینه مقعر استفاده کرد. آینه‌های مقعری که سطح آنها اندود شده‌اند. به این ترتیب ، مشکل شکست نور و ابیراهی رفع می‌شد. به کمک همین تکنولوژی است که ما امروزه می‌توانیم تلسکوپهای غول پیکر بسازیم و در اعماق آسمان جستجو کنیم. البته بعدها انواع دیگری از تلسکوپها هم به وجود امدند که اساس کار انها بر روی استفاده از آینه مقعر است و تغییرات دیگری دادند که به این بجث مربوط نمی‌شود.

 

کاربرد های تلسکوپ

 

کار اصلی تلسکوپ ، جذب تابشهای رسیده از سیاره‌ها ، ستارگان و کهکشان‌ها است. این تابشها ممکن است به شکل موج نوری ، علامتهای رادیویی و یا اشعه ایکس باشند. برای هر تابش تلسکوپ ویژه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. اخترشناسان ، با استفاده از تلسکوپ می‌توانند بسیار بیشتر از توانایی چشم ، تابشهای اجسام کم نور را آشکار کندبرای مثال ، بزرگترین تلسکوپ نوری جهان ، که در روسیه است ، آینه‌ای به قطر 6 متر دارد

. قدرت دید آن به هنگام مشاهده ستارگان ، یک میلیون برابر قدرت چشم انسان است. همچنین تلسکوپ می‌تواند تابش حاصل از یک جسم را در مدت کمتری جمع کند. هزاران هزار ستاره کم نور را اصلا نمی‌توانیم ببینیم. در حالی که تلسکوپ ، در مدت چند ساعت عکس آنها را به دست می‌آورد.

انواع تلسکوپ ها:

تلسکوپ شکستی

تلسکوپ بازتابی

تلسکوپ رادیویی

تلسکوپ اشعه ایکس

 

 

  تلسکوپ در ایران  

 در دهه 30 هجری شمسی ، اولین تلسکوپ به ایران آمد. سید جلال تهرانی ، محقق ایرانی ای بود که در لندن مطالعه و زندگی می کرد. او در دهه سی به ایران بازگشت و همراهش یک تلسکوپ یازده سانتی متری شکستی هم با خود آورد. این تلسکوپ همراه کلی وسایل نجومی و ساعت آفتابی و ... الان در موزه آستان قدس رضوی در مشهد است.


آیا می‌دانستید که شما می‌توانید با یک تلسکوپ آماتوری ی حداقل از 40 میلیون تا 500 میلیارد سال نوری در فضا ببینید؟!

  تلسکوپهای اولیه      

نخستین بار ده هزار سال قبل ازمیلاد مسیح شیشه در غرب آسیا تولید شد و تمدنهای اولیه خیلی زود دریافتند که شیشه ای محدب خاصیت بزرگ نمایی دارد. عینک در حدود سال 1300 میلادی در ایتالیا اختراع شد، اما تلسکوپ، 300 سال بعد پدید آمد.

مخترع آن یک عینک ساز آلمانی به نام هانس لیپرشی(1619-1570) محسوب می شود چرا که او در سال 1608 برای ثبت اختراعش اقدام کرد، اما او اولین نفری نبود که خاصیت ترکیب عدسی ها را کشف کرد.


تا قرنها ستاره شناسان هیچ وسیله کمکی بینایی برای رصد آسمان نداشتند. سپس در اواخر قرن شانزدهم، تلسکوپهای ساده در میدانهای جنگ اروپا نمایان شدند.
 

در حوالی 1609،گالیله ستاره شناس ایتالیایی، بعد از شنیدن توصیفی از خواص تلسکوپ انکساری، یکی از این تلسکوپها را ساخت. از آن به بعد، تلسکوپ اساسی ترین ابزار ستاره شناسان بوده است.

 تلسكوپ  كاتاديوپتريك

آینه تلسکوپ بازتابی باید به شکل یک سهمیوار باشد تا کجنمایی کروی از بین برود. در 1931 برنارد اشمیت سیستمی مرکب از عدسی و آینه اختراع کرد که در آن از آینه کروی که ساختن آن آسان است استفاده می شود. انحراف شکل کروی از سهمیوار توسط عدسی نازکی که تیغه تصحیح کننده نام دارد و در مرکز انحنای آینه جای می گیرد تصحیح می شود.

اندازه تلسکوپ اشمیت را قطر تیغه تصحیح کننده مشخص می کند که معمولاً  گشودگی شیئ است. بنابر این قطرعدسی تصحیح کننده تلسکوپ اشمیت 122 سانتیمتری رصد خانه مونت پالومار، 122 سانتیمتر و قطر شیئ آن 183 سانتیمتر است. شعاع انحنای آینه 10/6 متر است.

 

گوشزد: تلسکوپهایی که نسبت کانونی آنها کمتر از 8 است، اختر نگار نامیده می شود. این تلسکوپها بیشتر برای عکسبرداری از نواحی وسیعی از آسمان (مثلاً 10*10 درجه ) که شامل چندین هزار ستاره است به کار می رود.
صفحه عکاسی باید خم شود تا بر انحنای صفحه کانونی منطبق گردد و به این ترتیب تصویری بسیار خوب از تمامی میدان دید به دست می آید
.

  تلسکوپ ماکسوتف-باورز  

در این تلسکوپ نیز مانند تلسکوپ اشمیت از آینه کروی استفاده می شود که ساختن آن آسان است.
واگرایی لازم برای آنکه شعاعها به درستی کانونی شوند با استفاده از عدسی ضخیمی به نام عدسی هلالی که سطوح آن کروی است حاصل می شود ساختن سطوح کروی بسیار ساده تر از ساختن سطح پیچیده تیغه تصحیح کننده تلسکوپ اشمیت است. در اینجا صفحه کانونی تخت است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 5:0  توسط وجیهه  |